تبليغاتX
کلاغه غار غاری
دیگه بسه ای دل خستم برای من دیگه غصه نگو

دوس ندارم دیگه یادم بیاد چشای سرد و بی وفای اونو

زخمای این دل خوب نمیشه به من نگو که دوسم داری

ازم نخواه  بازم ببخشمت تو قلب من دیگه جا نداری

میرمممممم بدون تو نگو نرووووووو تنها میمونم

 شکست قلبم نمیتونم که یه لحظه باتو بمونم

هرشب تو میای تو خوابم همیشه هرکاری میکنم اما باز نمیشه

اخه دل نمیخواد تورا باز ببیند دیگه تنها شدی حق تو همینه

دیدی گذشت دیگه از سر من روزایی که عاشق تو بودم

نه نمیخوام دیگه ساده بشم دلم را دیگه به تو نمیدم

فکر میکردی یه عمری فقط بپای عشق تو میشینم

حالا دیگه نوبت من تو را تو تنهایی ببینم

میرمممممم بدون تو نگو نرووووووو تنها میمونم

 شکست قلبم نمیتونم که یه لحظه باتو بمونم

هرشب تو میای تو خوابم همیشه هرکاری میکنم اما باز نمیشه

اخه دل نمیخواد تورا باز ببیند دیگه تنها شدی حق تو همینه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 19:0
  به قلم: شایان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
مگه حسادت میذاره ببینم

 ببینم

دروغ میگن میخوام واست بمیرم

 بمیرم

فقط میخواند تورا ازم بگیرند

بگیرند

اره میخواند تو را از من بگیرند

 بگیرند

الهی بمیرند           الهی بمیرند

دست رو دلم نذار میخوام بباره

 بباره

روز و شب از بس داره بد میاره

میاره

یه ذره رحمی تو دلش نداره

 نداره

یه ذره رحمی تو دلش نداره

 نداره

نننندااااااارررره

نداره 

نداااااااااااااااااااااااااااااارررررررهههههههههههههه

نداره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 12:18
  به قلم: شایان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 
خاطرمان باشد شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم:

 " آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود "

***************************************************

تا حالا کفش ها رو دیدی؟

۲تا عاشق که بی هم میمیرن،

با هم خاکی میشن،

با هم میرن زیر بارون...

...

........

کاش آدما از کفشاشون یاد میگرفتن...

******************************************************

از نفس های حضرت آدم تا نفس های آخرین آدم دوستت دارم...

******************************************************

امروز ساعتمو شکستم.

چون داشت لحظه های بی تو بودن رو به رخم می کشید...

****************************************************

تو کتاب خوندم سیگار بده، دیگه نکشیدم.

تو کتاب خوندم مشروب بده، دیگه نخوردم.

تو کتاب خوندم دروغ بده، دیگه نگفتم.

تو کتاب خوندم عشق بده، دیگه کتاب نخوندم...

*****************************************************

بهم گفتی:

اگه یه روز خواستی گریه کنی برو زیر بارون. که یه موقع یه نامرد اون دورا اشکاتو نبینه و بهت نخنده.

گفتم:

اگه گریه کردم و بارون نبارید چی؟

گفتی:

اگه ابرا اشکاتو ببینن اونام می بارن.

گفتم:

اگه گریه کردم و بارون نبارید تو پیشم باش!

گفتی: چشم!

حالا مدت هاست که من دارم گریه می کنم. ولی نه بارون می باره، و نه تو پیشمی.

فقط اون دورا وایستادی و داری بهم میخندی...

خیلی نامردی...

******************************************************

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام  عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوسش داری...

چقد سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بزنی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده...

چقد سخته تو خیالت باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بهش بگی...

چقد سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی لبخند بزنی تا نفهمه که هنوز دوسش داری...

چقد سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لبت بگی:

" گل من

          باغچه ی نو مبارک "

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 19:29
  به قلم: شایان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
می دونین فرق خانمها با آهن ربا چیه؟..... آهن ربا حداقل یک روی مثبت داره
2-خانما مثل رادیو هستند...... هر چی بخوان میگن ولی هر چی بگی نمیشنوند

3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگه باید سیم تلفن را برید

 4- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون میرسه بعد رعد صداشون

5- خانمها مثل لیمو شیرین هستند..... اول شیرین هستند ولی بعد تلخ میشن

6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقیقه مدارا کنید چنان سفت و سخت میشن که دیگه حالتی نمی گیرند.

 7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال یکبار عدد سنشون صفر میشه
 
8- چرا خانما میتوانند نقشه بكشند؟.....برای اینكه فقط ذهن مرد هستش كه میتونه تجسم و درك كنه كه یك كیلومتر با یك سانتی متر نشون داده شده
 
9- خانما مثل اینترنت هستند.....از هر موضوعی یك فایل اطلاعاتی دارند

 10- خانمها مثل فلزیاب هستند ..... از نزدیک طلافروشی که رد میشن عکس العمل نشان میدن

11- خانما مثل موبایل هستند هر موقع كار مهم دارید در دسترس نیستند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 13:26
  به قلم: شایان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
یا زهرا

باز هم موسم پرپر شدن گل آمد

باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد

آسمان دل ما ابرى و بارانى شد

ديده را موسم اشك و گهرافشانى شد

دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست

دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست

خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد

فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد

عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است

قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند

با دل خسته و بشكسته على تنها ماند

اثر دست‏ستم از رخ نيلى نرود

هرگز از ياد على، ضربت‏سيلى نرود

با على راز نگفتى تو زبازوى كبود

باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا

مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟

داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز

مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز

باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است

سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 12:59
  به قلم: شایان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری